الشيخ فاضل اللنكراني

331

اخلاق فاضل (فارسى)

در آن روز يك جواب سلام را دير مىداديم مشكلى پيش نمىآمد ؛ اگر امروز جواب سلام را دير بدهيم طور ديگرى تفسير مىشود . امروز اگر اندكى - هر چند به اندازهء سر سوزن اشتباه كنيم - همين اشتباه كم يك ضربهء مهمى به اعتقادات مردم خواهد بود . آنان نمىگويند كه روحانيّت قيام كرده است تا اسلام را پياده كند ، بلكه مىگويند : اينان قيام كردند تا به قدرت برسند كه جواب سلام ندهند . و تفسيرهاى غلط ديگر نيز مىكنند . بالأخره ما در شرايطى هستيم كه بايد مراقب رفتارمان باشيم و به تمام معنا بيشتر از زمان سابق در برابر جامعه تواضع كنيم و با اخلاق خودمان جامعه را به انقلاب و اسلام متمايل كنيم . بايد اين محدوديتها را كه ما را فرا گرفته مراعات كنيم ، حق نداريم غير از اين انجام دهيم . وظيفهء روحانيت و حتى روحانيانى كه در مشاغل دولتى و نهادها و سازمانهاى ديگر مشغول كارند ، كه افرادى زير دست آنان كار مىكنند ، يا مردم به آنان مراجعه كرده و گرفتارىشان را مطرح مىكنند ، بسيار سنگين است . يك قاضى اهل علم با يك قاضى كلاهى زمان طاغوت تفاوت دارد . يك قاضى اهل علم سر سوزنى نبايد بر خلاف آدابِ قضا رفتار كند ، نبايد وقتى متداعى نزد او وارد مىشود ، ببيند اين قاضى چون با طرف مقابل آشنا است با او سلامى گرم و نرم دارد ، كه در دلش به اسلام و روحانيت بدبين شود . هيچ كس از يك قاضى در زمان رژيم طاغوت چنين انتظارى نداشت ؛ چرا كه عملش بيانگر اسلام نبود . زيرا او به عنوان يك قاضى رژيم برنامه‌هايى را كه رژيم از خارج گرفته بود پياده مىكرد و هيچ مسأله‌اى در رابطه با اسلام براى او مطرح نبود . وقتى يك اهل علم روى مسند قضاوت مىنشيند يعنى اسلام آنجا نشسته است . اگر سر سوزنى بر خلاف عادات قضا رفتار كند چه تغيير و تحولى در روحيهء آن طرف مقابل به وجود مىآيد ؟ اين طبيعى است . اگر خود ما هم به جاى او بوديم ، همين معنا به ذهنمان خطور مىكرد . در اين فرصت مناسبى كه خداوند به ما عنايت كرده و حكومتى به نام حكومت اسلامى بر مبناى مكتب تشيع بعد از هزار و چند صد سال پايه گذارى شده و